*جور وا جور*
درباره وبلاگ


درود دوستان!
این وبلاگ راجع به همه چی پست میزاره از پست های سیاسی و هنری بگیر تا طنز و عاشقانه!
برخی از اخبار روز رو هم قرار میدیم.
این وبلاگ یه راه ارتباطی خوب با دوستای قدیمی و خوب منم هست!
امیدوارم بهتون خوش بگذره!

مدیر وبلاگ : Sina
نظرسنجی
از چه موضوع دوست دارین کتاب بزارم براتون؟؟







خلاصه داستان :
«کاب» یک دزد ماهر در استخراج اسرار ارزشمند مورد نیاز مراکز مرموز است. توانایی او در این است که هنگامی که دیگران در خواب هستند و ذهنشان در آسیب پذیرترین وضعیت است ، اسرار کلیدی آنان را از درون رویاهایشان ربوده و در دنیای بیرون از خواب ، این اسرار را به خریداران متقاضی عرضه می کند. اما همین امر او را به یک خلافکار فراری تبدیل کرده و باعث شده است نزدیکترین کسانش را در این راه از دست بدهد. اکنون به کاب فرصتی برای آزادی پیشنهاد می شود. او با انجام این ماموریت می تواند زندگی‌اش را پس بگیرد ، اما تنها در صورتی که بتواند امری غیر ممکن به نام تلقین را انجام دهد. این بار ، کاب و گروهش باید کاری عکس سرقت را انجام دهند. این بار وظیفه ی آن‌ ها دزدیدن ایده‌ نیست ، بلکه کاشتن یک ایده ی جدید در ذهن فرد مورد نظر می باشد و…



مدت زمان : ۱۴۸ دقیقه
زبان : انگلیسی
کیفیت : BluRay 720p
فرمت : MKV
انکودر : REFiNED / CROSSBOW / scOrp
حجم : ۱٫۱ گیگابایت
محصول : آمریکا , انگلیس
ستارگان : Leonardo DiCaprio, Joseph Gordon-Levitt, Tom Hardy, Ken W
atanabe
کارگردان : Christopher Nolan




نقد فیلم و لینک دانلود در ادامه مطلب









دانلود فیلم با لینک مستقیم 1080p













نقد فیلم


تلقین، هزارتوی جذاب و هشدار دهنده یِ کارگردان خلاق سینما

سال ۲۰۱۰، یکی از به یادماندنی ترین سال های اخیر در سینما میباشد، چرا که کارگردان بریتانیایی، “کریستوفر نولان” در نهایت فیلمنامه ای که سه سال از وقتش را بر روی آن گذاشته بود در نهایت به فیلم تبدیل کرده بود. “تلقین” عنوان جدید نولان بود که براساس گفته هایش پایه ریزی ابتدایی آن توسط فیلم “ممنتو” شکل گرفته است. تلقین در نگاه اول خارق العاده به نظر میرسد و به گونه ای پیچیده و باجذابیت بالایی روایت میشود که مخاطب در پایان آن شوکه باقی میماند و خیره به پرده سینما، توانایی خروج از سینما و اتمام سفر خرج شده اش به همراه کریستوفر نولان را ندارد. فیلم نولان، ساخته ای جادویی و رمزآلود ارزیابی میشود که همانند “ادیسه فضایی” استنلی کوبریک برای همیشه در سینما جاودانه خواهد بود. گرچه در مراسم و جشنواره های بزرگ، از این دست آثار سینمائی، تقدیری به عمل نمی آید، ولی نقدهای متنوع و تحلیل های مختلف در قالب کتاب و نوشته های مجازی، خبر از بزرگی فیلم “تلقین” و این دست آثار دارد. در گفته های راجر ایبرت فقید آماده است، “تلقین فیلمی است که در آن هنر را در قالب بلاک باستر شاهد هستیم” همچنین او در ادامه سخنان خود گفته بود، “نولان، هزارتویی طراحی کرده است، که خروج از آن تنها توسط او ممکن است و مخاطبان او، با مشاهده عنوان تلقین تنها در این هزارتو گیج و سردرگرم رها میشوند” واقعیت امر همان چیزیست که ایبرت در نقد و دست نوشته های خود گفته است، تلقین قابل حل و رمزگشایی است (کامل و جامع) اما تنها توسط نولان، شخصی که چندین سال از عمر خود را صرف نوشتن و اصلاح فیلمنامه و هسته مرکزی داستان فیلم کرده است.


آنها نمیخوابند تا رویا ببینند، آنها میخوابند تا به واقعیت برسند

در نگاه اول، داستان تلقین سرراست و بدون حاشیه میباشد و تنها سردرگمی خرج شده، در علامت گذاری پایانی کارگردان نسبت به متوقف نشدن توتم (فرفره) کاب تمرکز شده است، اما واقعیت امر آن است که خط اصلی داستان، ارتباط چندانی به توتم کاب و چرخش آن به طور کامل ندارد. (تنها رمزگشایی از سرنوشت توتم، به حل معمای نولان نمی انجامد) تلقین ساخته ای قدرتمند است که در آن با لایه ها و شخصیت پردازی های گسترده ای رو به رو هستیم، تلقین در تلاش است تا در ذهن مخاطبان خود، همانند کاب ایده ای را بکارد، ایده ای که در سال های آینده برداشت خواهد شد. هنر نولان در خیره نگه داشتن مخاطب است و او “رویا” را رهایی از دنیای روزمره نمیداد بلکه، رویا در تلقین نولان، فضا و زمانی تلقی میشود که در آن انسان ها برای رسیدن به واقعیت به آن رجوع میکنند. در جستجوی کاب برای دارویی که بتواند توسط آن به رویای چهار لایه برسد، او در اتاقی تاریک، با مرشدی کم بینا رو به رو میشود، کاب از آن مرد هندی میپرسد که چرا آنها (افرادی که خوابینده بودند) به دنبال رویا در خواب خود هستند؟ آن پیرمرد خردمند نیز در جواب به کاب میگوید، “آنها نمیخوابند تا رویا ببیند، آنها میخوابند تا به واقعیت برسند” حقیقت ماجرا از این دیالوگ قابل بررسی میباشد. آن عده افراد خوابینده در اتاق تاریک، در تلاش آن رویای دست نیافتنی خود نیستند، بلکه به خواب میروند تا واقعیت برایشان تداعی شود. داستان بار دیگر به این شکل بیان میشود، “اگر در رویا خود غرق شوید، آن رویا تبدیل به واقعیتی انکار ناپذیر خواهد شد” آن عده ای که به خواب شیرین خود فرو رفته اند، بی شک از دنیای واقعی حال حاضر فاصله گرفته اند، اما مشکل اصلی آنجایی است که آنها چنان در دنیای خود غرق شده اند که دنیای مشمول را به عنوان لایه ای دیگر یا شاید رویایی احتمالی بدانند و رویا اصلی آنها، همان زندگی حقیقی شان تداعی شود. رویا در ذهن این دسته از افراد ریشه کرده و به ضمیر ناخودآگاه آنها نفوذ و رسوخ کرده است و اکنون رویای هر یک از آنها که در آن نقش های متفاوتی را دارا میباشند (عده ای در رویا خود، پزشک، عده ای دیگر تاجر و …) جزئی از حقیقت زندگی آنها بدل شده است. عبارت نفوذ و رسوخ رویا و یکی شدن آن با جهان قابل درک بشری در هنگام خواب و رویا، ایده جدیدی را عنوان میکند، ایده ای که در آن به ما تلقین میشود، که شاید خواب های ما همان حوادث ناخودآگاه مان باشد. همه چیز از عملکرد کاب به عنوان متخصص و سارق رویا معرفی میشود. کاب شخصیتی پرپیچ و خم و قویی دارا میباشد، شخصیتی که پدر دو فرزند است و از طرفی همسر خود (مال) را به دلیل رویاپردازی و ناتوانی در تشخیص حقیقت و رویا (کاشت ایده، واقعی نبودن آن چیزی که آنها درک میکنند) از دست داده است، نولان از رویاپردازی یا واقعیت صحبت میکند و علت اعجاب انگیزی سخنان او در بیان کلمات متفاوتی است که در آن بین رویا و حقیقت جسمانی هیچ مرزی وجود ندارد. هنگامی که از لایه پردازی های حقیقت و رویا سخن میگوییم، بی شک خاطرات اولین نسخه از مجموعه فیلم “ماتریکس” برایمان زنده میشود. مفهوم ابتدایی فیلم ماتریکس به این موضوع اشاره داشت که جهان ما تنها کدهایی برنامه ریزی شده هستند و در حقیقت جسم ما در کپسول هایی احاطه شده توسط آب (خواب مصنوعی) است که جسم ما را زنده نگه داشته و تمامیت ذهن و فکر ما توسط ماشین ها برنامه ریزی شده و کنترل میشود و آنها (ربات ها) زندگی، شخصیت، طول عمر ما را تعیین و برنامه ریزی میکنند، (زاد و ولد انسان ها با روش کولنی و تغییرات ژنتیکی اتفاق می افتد) این مفاهیم به قدری ایده پردازی تازه و قابل توجه ای دارند که، جذابیت آن غیرقابل انکار است و رده پای آن را در فیلم تلقین دیده میشود. در “ماتریکس” هدف بیان موضوعی شگرفت، تحت عنوان نابودی زندگی بشر توسط ماشین ها بود، در “ادیسه فضایی” نیز هدف بیان زندگی بشری و کنترل آن توسط ماشین ها (هوش مصنوعی در آینده) میباشد، از طرفی دیگر، فیلم بلاک باستری معروف سینما، “ترمیناتور” نیز به شبکه جهانی (اسکای نت) که توسط ربات و هوش مصنوعی کنترل میشود، میپردازد، تمامی آثار نام برده شده در سال های مختلف و تا حدودی با نسل های نزدیک به هم به نمایش گذاشته شده اند، سوال اصلی اینجاست که پرداخت این دست فیلم های موفق سینما به زمینه “برتری هوش مصنوعی”، “ربات های باهوش” و “بردگی بشری تحت سلطه هوش مصنوعی”، (مقوله ای که حتی ریدلی اسکات نیز در فیلم “پرومتئوس” به شکل فلسفی و گسترده ای به آن پرداخته است؛ جایی که او به شکل تمثیلی، به بیان موضوع نابودی بشر توسط ساختار های خلق شده توسط خودش (ربات و ماشین) میپردازد) به چه منظور میباشد؟ آیا این سبک از روایت در فیلم ها خبری را به ببینده منتقل میکند؟


ضمیرناخودآگاه ما آسیب پذیر است، حتی در سارقان رویا؛ ذهن ما میتواند همه چیز را کنترل کند

در فیلم نولان شاهد کاشت ایده ای بخصوص در ذهن افراد مورد نظر یا اهداف او هستیم، (مال و فیشر) به عبارتی، کاب به عمقی ترین ضمیرناخودآگاه شخص مورد نظر خود حمله میکند و با لایه بندی های عمیق و به شکل “آهسته” ایده و هسته ای تازه را به آن شخص منتقل مینمود، اولین عملکرد او کسب اعتماد شخص زمینه ای (مال یا فیشر) بود و سپس در فرد ایجاد کنجکاوی مینمود و در نهایت، ایده تازه و نو را با ریشه یابی در شخصیت او، (مشکلات زندگی، نداشته های عاطفی، خواسته های روانی و …) در ذهن شخص مورد نظر خودش میکاشت و ایده به مرور زمان گسترش میافت و حاصل کار، تغییر مسیر زندگی شخص بود، (گذاشتن توتم در خانه ای ماکتی که در ذهن و ضمیرناخودآگاه مال بود و گذاشتن نقاشی بچگی های فیشر در صندوق خصوصی پدر او) به گونه ای که در فیلم تلقن قرار بر این شد تا در نهایت، فیشر کمپانی قدرتمند پدرش را محدودتر نماید و عرصه را برای رغیب خود، سایتو بیشتر باز کند و این همان دست آور نهایی کاب میباشد اما آیا کاب به زندگی واقعی خود بازگشته است؟ حقیقت ماجرا آن است که سرنوشت کاب قابل تعیین و تشخیص نیست (همانند سرنوشت شخصیت تد در فیلم جزیره شاتر به کارگردانی مارتین اسکورسیزی) و این همان نکته ایست که راجر ایبرت بر آن تاکئید بسیاری داشته است، “نولان هزارتویی ساخته است که راهنمای نقشه نیز دست اوست و تنها او میتواند ما را از این هزارتوی سردرگمی نجات دهد” اما آیا نولان چنین کاری را انجام خواهد داد؟ خیر. (در ادامه تحلیل، دلیل پاسخ ندادن نولان به سرگیجه یِ تلقین را متذکر خواهیم شد) سرنوشت کاب مشخص نیست، به گونه ای که، از طرفی میتوانیم امیدوار باشیم که او به زندگی خود بازگشته و توتم تنها جهت گمراهی ما بوده و از طرفی کاب بر اساس توتم به نمایش گذاشته شده، در رویای دیگری به سر میبرد، اگر ایده دوم را ادامه دهیم، به آن موضوع ترسناک میرسیم، که نولان در تصویری سازی خود، تماما از رویای شخص دیگری به نام مال صحبت میکرده و از این رو، شخصیت کاب در رویا گمشده مال توانایی خروج از آن را ندارد و در برزخ طراحی شده او، زندانی شده است و آن رویاها (رویاهای شخصیت مال) برای او (کاب) به حقیقت تبدیل گشته اند، همان موضوعی که مردخردمند در زیرزمین داروسازی، خطاب به کاب گفته بود، (آنها میخوابند تا به زندگی حقیقی برسند: رویا زندگی واقعی آنها شده است) از طرفی این موضوع نیز مطرح میشود که همسر کاب، مال، که خود را از ساختمانی بلند پرتاب کرده بود، به زندگی طبیعی و خارج از رویا رسیده است ولی کاب در برزخ او گیر افتاده و راه فراری ندارد، از این رو توانایی تشخیص واقعیت از رویا در کاب از بین رفته است (در پایان بندی فیلم شاهد درخواست کاب از سایتو جهت خروج از برزخ هستیم. مال نیز از کاب همین درخواست را خواستار است و حتی او را تهدید نیز میکند ولی کاب چنان در رویای خلق شده توسط همسرش گرفتار شده، که ذهن او دستور به واقعی بودن رویا میدهد) و این همان مشکل اصلی است که کاب از آن صحبت کرده بود و از دلایل اصلی ایجاد توتم نیز همین بوده است. استفاده از توتم برای آن بود تا او و دستیارانش بتوانند، رویا را از زندگی واقعی تشخیص دهند، حال سوال دیگری مطرح میشود که اگر کاب در رویا بوده باشد، پس چگونه در طول این مدت توتم از حرکت باز می ایستاد و واقعیت خروج از رویا را به کاب نشان میداد؟ جواب را باید به حقه های ضمیرناخودآگاه و همچنین باورپذیری ذهن و رویا خلق شده توسط کاب، جستجو نمود، شاید کاب در طول این مدت با باور آنکه در برزخ به سر نمیبرد و تمام عمر او در زندگی عادی سپری شده، به ذهن و رویا خود دستور باورپذیری را صادر میکند و ذهن نیز از رویا پیروی مینماید و در نهایت، سرنوشت تلخ و برزخ گونه کاب شکل میگیرد. نولان هرگز پاسخگوی “اگر های” فیلم خود نیست، چرا که نولان کارگردانیست که علاقه بسیاری به کندوکاو مخاطب در فیلم هایش دارد و در حقیقت، از جستجو نمودن حقیقت یا واقعیت داستان روایت شده، توسط ببینده لذت میبرد و به نوعی حقیقت روانی خود را بر برداشت های متفاوت مخاطبان خود قرار داده است و به همین دلیل است که، یا به نولان و آثارش علاقمند هستید یا از او و آثارش متنفرید. حاصل کندوکاو مخاطبان چه خواهد بود، به نوعی دیگر، قرار است با جستجو در ریشه های احتمالی فیلم تلقین به چه چیزی برسیم؟ نولان نویسنده توانا و باهوشی میباشد که از هوش سرشار خود در بیان جزئیات به کار رفته در فیلمنامه اش، به شکل خارق العاده استفاده میکند. نولان از همان نویسندگانی است که قلم اش میخکوب کننده میباشد و رازهای فیلمنامه اش اعصاب خورد کن. “تلقین” ساخته کریستوفر نولان هشداری دو ساعت و بیست و هشت دقیقه ای تلقی میشود، هشداری به مخاطبان سینما، نسبت به جهان پیرامون و اتفاقاتی که در حال رخ دادن است.


کمی بالاتر گفتیم که آیا از ساخت آثاری با زمینه هوش مصنوعی، هدفی خاص معین شده است؟ حال سوال را این گونه بیان میکنیم، آیا با ساخت آثار متنوع سینمائی که به بررسی این موضوع پرداخته اند، تلقینی قرار است در ما، رخ دهد؟ با توجه به گفته های نولان، تلقین به آرامی و با کاشت تنها نشانه ای که با آن آشنا هستیم و تنها خودمان میدانیم، آغاز میشود. نولان با فیلم تلقین خود خبر از آگاهی ما نسبت به رخدادهای در حال وقوع یا آنچه که در آینده رخ خواهد داد، میدهد. او از ما میخواهد تا نسبت به تبلیغات و گفته های پیرامون مان باهوش و آگاه تر باشیم، او مخاطبان خود را به تفکر ترغیب میکند و میخواهد تا آنها در فیلم او جستجو کنند و به عبارتی به آثار او، فکر کنند و هنر فکر کردن را در آنها تقویت میکند. اگر داستان تلقین سرراست و مستقیم میبود و سخنان نولان را یک راست به مخاطبان منتقل میشد، دیگر نیازی به تفکر نبود و فیلم او تنها درس آموزنده ای میشد که پس از دو هفته از یادها خارج میشد اما با طرح معما، مخاطبان تلقین، شرلوک هلمز میشوند و در نقش کارگاهی جهت حل معما وارد مساله سخت و پیچیده کارگردان فیلم، میشوند و این دقیقا زمانی است که مخاطب فکر میکند و زمانی که به پاسخ احتمالی خود میرسد، از دست آورد خود لذت میبرد و آن را برای همیشه در ذهن خود بایگانی میکند، پس از بایگانی و درگیری ذهن، مخاطب متوجه هدف اصلی نولان میشود و خود را برای آن آگاه میسازد تا دیگر بیشتر مورد دستبرد ذهن و ایده قرار نگیرد. (چرا دستبرد زدن به ذهن تا این حد ارزشمند است؟ چرا نولان از رویا و کنترل ایده و ذهن انسان ها صحبت میکند؟ جواب سوال در فیلم و دیالوگی از کاب خطاب به سایتو قابل درک میباشد. جایی که کاب خطاب به سایتو و در شروع فیلم میگوید: انعطاف پذیرترین انگل چیه؟ یک باکتری؟ یک ویروس؟ یک کرم روده؟ نه یک فکره!!! انعطاف پذیر و مسری است و وقتی که یک فکر در مغز جا گرفت است نابود کردن آن تقریبا غیر ممکنه خواهد بود!) جهان روایت شده نولان اگرچه از رویا در خواب صحبت میکند اما رویا و لایه های آن، تمثیلی زیبا از جهان حال ِحاضرِ ما میباشد.

“تلقین” فیلمی نمادگرا میباشد، نمادهای آن به زندگی روزمره ما و به بی تفاوتی ما نسبت به آن اختصاص دارد

در نوشته نولان همه چیز نمادین بیان شده است و شاید بتوان فیلم تلقین را اثری نمادگرا در واقعیت به کار رفته آن دانست، منظور آن است که رویا و جهان چندلایه نولان همان جهان کنونی ماست و کاب داستان های او، “کمپانی ها” ، “ایده پردازان” میباشند که سعی و تلاش خود را به کار میبرند تا ایده ای که خودشان در نظر دارند را، به مرور زمان (آهسته و آرام) در ذهن ما بکارند و تاثیر آنچه را که میخواهند ببینند و به هدف نهایی شان برسند، اگرچه این هدف دیر به انجام میرسد اما در نهایت جواب میدهد. (یکی از رویه های قدرتمند رسانه ها میباشند که در فیلم “دختر گمشده” ساخته دیوید فینچر، سعی شده بود تا چشمه ای از قدرت سازنده یا تخریبگر آن به مخاطب نشان داده شود) افرادی که قرار است نقش “فیشر” سناریو نولان را بازی کنند نیز افراد جامعه میباشند، همان هایی که قرار است مورد حمله سارقان قرار گیرند و با بی خبری از آنچه که به سرشان می آید همانند شخصیت فیشر به راحتی مورد دستبرد ذهنی قرار میگیرند. به طور مثال اخطار و آگاهی از جهان هوش مصنوعی و پرداخت مکرر آن توسط آثار سینمائی متنوع، در نهایت به زمینه ای بدل شده تا انسان و جامعه های بشری به این باور برسد که شاید روزی، هوش مصنوعی بتواند از او پیشی بگیرد و انسان ها برده آنها (ربات ها و هوش مصنوعی) شوند یا بدتر، آنها قصد نابودی انسان ها را داشته باشند. این ایده سال های سال در حال شکل گیری میباشند و اکنون حاصل کار قابل روئیت است، جایی که در محافل علمی یا حتی سینمائی خبر از ترس نسبت به هوش مصنوعی و ربات ها در آینده داده میشود، این تنها یکی از موضوعاتی است که توسط عوامل خارجی و تفکرات دیگر در حال رواج و توسعه در ذهن ما، به عنوان ایده ای انکار ناپذیر میباشد. دیگر موضوع پرداخت شده، حضور بیگانگان یا موجودات فضایی است که بر اساس این موضوع، فیلم و مستند های متنوعی ساخته شده است و هر یک با بیانی متفاوت در تلاش اند تا زیبایی یا ترس از موجودات فضایی را به ما نشان دهند و اکنون، حاصل کار آن شده تا به این موضوع شک کنیم، که آیا ما در جهان کیهان تنها هستیم یا موجوداتی دیگر نیز وجود دارند؟! هسته فکری فیلم تلقین خارق العاده و زیبا میباشد و قلم متفکرانه و نمادگرای نولان به بیان و پی بردن به هر چه بیشتر موضوع روایت شده توسط خودش، کمک میکند. مخاطبان نولان، اهل تفکر و تامل هستند و هنگامی که به ریشه داستان او پی ببردند و بدانند که او از چه چیزی به ما هشدار میدهد، خود را آماده برخوردهای احتمالی میکنند که در نهایت، دست آورد احتمالی نولان از فیلم “تلقین” حاصل میشود. نولان از جهان کپسولی انسان ها سخنوری نمیکند اما از ترس آن موضوع که ممکن است ما به باور کنترل شدن توسط هوش مصنوعی اعتقاد پیدا کنیم، خبر میدهد و از ما به عنوان ببینده سینمای او میخواهد تا در ساخته چندساله او بیشتر و بهتر فکر کنیم و خودمان را با عواملی که ما را تحت تاثیر قرار میدهند، بیشتر آشنا شویم.

سارقان رویا در زندگی حقیقی حاضر هستند، ذهن مان را تسلیم سارقان نکنیم

تلقین اثری بینظیر و خارق العاده است که راز و رمزهای کد شده در محتوای اصلی فیلم، سبب شده تا نولان اثری را به ما هدیه دهد که مناسب هیچ جشنواره و مراسم تجلیلی نباشد. نولان با بیان سرنوشت نامشخص کاب (متوقف نشدن توتم در سکانس پایانی فیلم) از ما میخواهد تا به پایان فیلمش فکر کنیم اما مشکل اینجاست که معمای نولان سخت است و او نیز در سختی آن هیچ کمکی نمیکند بلکه به بار سختی آن می افزاید و زمینه ای فرعی همچون توتم را در پایان فیلم خود قرار میدهد و ما را بیش از پیش به مرز جنون و علاقمندی میکشاند. به عبارتی ساده تر، توتم و سرنوشت نهایی آن همانند فیلم “ممنتو” قابل درک میباشد، به شکلی که برای درک فیلم ممنتو نولان لازم است تا یک بار آن را از پایان تا ابتدا نگاه کنیم تا ببینیم که نولان چگونه ذهن و تخیلات ما را بازی داده است، تلقین را نیز باید یک بار از پایان و متوقف نشدن توتم شخصیت کاب تا ابتدا و آغاز فیلم نگاه کنیم تا به احتمالات بیان شده در فیلم پی ببریم. جایی که ممکن است، کاب در رویای مال گیر افتاده باشد (سوال اصلی آنجاست که چرا رویای مال؟ اگر به یاد داشته باشید، توتم متعلق به مال میباشد و متوقف نشدن توتم خبر از پایان کنترل ذهنی کاب نسبت به حقیقی بودن، رویا میدهد. به توضیحی ساده تر، کاب در رویای مال گرفتار شده است و مال در تلاش بود تا کاب را از برزخی که خودش طراحی کرده بود خارج کند ولی کاب چون توانایی تشخیص رویا از واقعیت را از دست داده بود و رویا را واقعیت میدانست و به همین خاطر ذهن خود را با ایده واقعی بودن رویای کال باورپذیر کرده بود، توتم در سکانس هایی که او میچرخاند متوقف میشود، چرا که او میخواهد باور کند که در رویا به سر نمیبرد و در حقیقت و زندگی واقعی میباشد اما واقعیت زمانی مشخص میشود که در پایان، کاب تحت تاثیر عواطف قرار میگیرد و فرزندان خود را میبیند و عقلانیت و ذهن کنترل کننده او بر رویاهایش، از محدود کنترل خارج میشوند و حاصل کار چرخیدن پایان ناپذیر توتم است، توتمی که متعلق به مال میباشد و نشان میدهد که، مال با پرتاب شدن یا خودکشی از ساختمان، خود را به واقعیت رسانده ولی کاب نتوانست چرا که به ناتوانی تشخیص رسیده بود) و مال که با خودکشی خود (در رویای خودش) به جهان حقیقت بازگشته، تنها مانده و نتوانسته کاب را از رویایی که خودش خلق کرده است، رها سازد و کاب در رویایی برزخ گونه گرفتار گشته است، برزخی پایان ناپذیر، که شاید سال های سال او را درگیر کند. (آنها میخوابند تا حقیقت را ببیندند نه آنکه رویایی که میخواهند را شکل دهند، اکنون رویا به واقعیت زندگی آنها تبدیل شده است) مشکل کاب در این تئوری آن است که توانایی تحلیل وقایع و به یادآوردن خاطرات را، از دست داده است و برای خود، رویایی چندین و چند لایه ای ساخته است که رهایی از آن سخت و شاید غیر ممکن باشد. از طرفی، میتوانیم به بازگشت کاب به زندگی واقعی باور داشته باشیم، جایی که در آن، مال خودکشی کرده است و کاب با کاشت همان ایده معروف، (قرار  دادن توتم مال در کلبه ای ماکتی شکل که تنها خود مال از آن ماکت با خبر بوده است) ذهن مال را مسموم کرده است و همه چیز را به نابودی کشانده است و کاب با کاشته چنین ایده ای، سبب مرگ عشق و همسر خود شده است، گناهی که تا مرگ همراه او خواهد بود، چرا که با آن ایده مرگ را به همسر خود هدیه داد بود. نگاه تبلیغی و البته هشدار تفکرخواهانه نولان نسبت به گفته و تصاویر اطراف ما در زمینه تئوری دوم (گیر افتادن کاب در رویای مال و کنترل توتم توسط ذهن باورناپذیر و ناتوان او در تشخیص رویا از زندگیِ واقعی) قرار میگیرد، جایی که مخاطبان سینما مورد دستبرد اشخاص بسیاری قرار گرفته میگیرد و ذهن آنها همانند بانکی باارزش میباشد که پر شده است از جواهرات کاذبی که توسط رسانه و گفته ها در ذهن شان نقش بسته است. نولان از ما میخواهد تا درهای بانک با ارزش خود را قفل کنیم، کلید قفل آن را به دست گیریم و تنها به حرف و تصاویری که ارزش سرمایه گذاری و ذخیره را دارند، اجازه ورود دهیم و سایرین را از ورود به آن منع کنیم و فضای با ارزش خود را به پوچی و بی ارزشی سخنان و تصاویر نسپاریم که تبلیغات و سرمایه های کلان کمپانی های مختلف در این زمینه طبقه بندی میشود.

نظر شما در باب تحلیل فیلم تلقین چیست؟ شما به کدام تئوری از سرنوشت شخصیت کاب معتقد هستید؟ به نظر شما هدف اصلی نولان در بیان تمثیلی از زندگی امروزه ما پیچیده نبوده؟






نوع مطلب :
برچسب ها : inception، دانلود فیلم، دانلود فیلم inception، نقد فیلم inception، مصاحبه های کتبی کریستوفر نولان درباره فیلم تلقین یا همان inception،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1397/05/8 10:55 ب.ظ
میگم سریال teen wolf خوبه اونم معرفی کن :)
Sina عارف حلش کرد
دوشنبه 1397/05/8 10:54 ب.ظ
مرسی :)
Sina
دوشنبه 1397/05/8 09:14 ب.ظ
اینم قسمت شه میبینمی
Sina
دوشنبه 1397/05/8 02:47 ب.ظ
خب اون کتابه چطور؟
خودت نوشتی؟
Sina نه اونو ابولمالی نوشته... تو پست نوشتم
دوشنبه 1397/05/8 01:07 ب.ظ
سلام
آره دیدمش :)

یه سوال؟
چرا با اسم سینا پست میزارین؟
:/
ادم گیج میشه ...
Sina سلام.
خوبه
منم سینا من این پست رو گذاشتم دیدم عارف کم فعالیت شده من یه پست گذاشتم
دوشنبه 1397/05/8 12:49 ق.ظ
یس...

عالی بود :)
Sina سلام خوبی؟
دیدی؟
یکشنبه 1397/05/7 06:35 ب.ظ
عه از اون فیلما که من دووووووس دارم
چه آدم خفنیه این کاب
حتما سر فرصت میبینمش
Sina این فیلمو مگ میشه دوست نداشت؟؟؟؟
عالیه عالی!
کریستوفر نولان کاراش حرف نداره
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

ابــزار وبــلاگ ها !

دریافت کد این آهنگ

 
 
بالای صفحه